سيد جلال الدين آشتيانى
87
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
تصميم داشتم در مسئله امامت ، بمتابعت از قيصرى ، بطور كلى بر طبق قواعد اهل كشف ، وجود امام و ولى و قطب كامل را در هر عصرى اثبات نمايم و از ذكر جزئيات و بيان مصاديق آن خوددارى نمايم . كليهء عرفاى محقق و ناشران افكار محيى الدين تصريح كردهاند كه خاتم ولايت محمديه ، مهدى موعود است كه از انظار غايب است ، ولى جناب آقاى كربن را عقيده بر اين بود كه چون عدهيى از دانشمندان غربى شيفته اين مباحث شدهاند ، از براى رفع ابهام و جلوگيرى از اشتباه آنها بهتر است جزئيات و فروع اين مسئله را بيان كرد و اثبات نمود كه اين عقايد « عقائد عرفانى شيعه » مأخوذ از شريعت و سنت حضرت ختمى مآب است و جهت ولايت كه جهت حقى و الهى است در نظام وجود قطع نمىشود . نظر به اينكه اين بحث در جهان غرب طالب دارد و اين عقايد و آراء دقيقا مورد بحث واقع خواهد شد ، ما بعد از اقامهء براهين عقلى و بيان قواعد كشفى در لزوم و وجوب حجت در هر عصرى از اعصار بأخبار و آثارى كه از حضرت رسول « ص » وارد شده است و در كتب معتبرهء عامه موجود است و دلالت بر لزوم رجوع به عترت و اهل بيت عصمت و طهارت دارد ، تمسك نموديم و معتقديم كه اگر در تقرير و تحرير اين قبيل از مسائل كه مورد اختلاف مسلمين است ، انسان از قواعد بحث و جدال علمى خارج نشود ، به جائى ضرر نمىرسد و موجب فتنه و فساد نخواهد شد و منافى با اتحاد و وحدت مسلمين كه هر مسلمان علاقهمند بمبانى اسلام در انتظار آن مىباشد و حقير هم در انتظار آن بسر مىبرم نمىباشد : « وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ » . * * * در تصحيح اين مقدمه از دو نسخهء خطى نسبة كمغلط و نسخهء چاپى سنگى طهران استفاده كردهام . اين دو مقدمه ضميمهء شرح قيصرى بر فصوص الحكم است كه شرح آن در مقدمهء جلد اول شرح ما بر فصوص شيخ اكبر خواهد آمد . حقير متن فصوص را با فصوص الحكم چاپ مصر « 1365 ، هجرى قمرى و 1966 ميلادى » به تصحيح و تعليق دانشمند معاصر ، ابو العلاء عفيفى ، استاد فلسفه